تبليغاتX
پرنده عشق

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

+نوشته شده در جمعه سی ام آذر 1386ساعت2:41 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

سلام  عید قربان بر همه مبارک باد

امتحانات دیگه نزدیکه همه چسبیدن به درس و مشق امیدوارم همه موفق باشن

واسه منم دعا کنین سر نماز   .التماس دعا

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت11:40 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

+نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت12:9 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

ببين كه چگونه لبهاي ساكتم در شهوت بوسيدن لبهاي معصوم تو سكوت كرده اند ، شاخه گل سرخي به روي چشمانت ميگذارم و با چشماني بسته براي اولين بار تو را ميبوسم ، آن هنگام كه هر دو در شهوت تن غرق بوديم ديدي كه خداوند ميخنديد ، خداوند خوشحال شده بود ، خداوند خوشحال شده بود . پس بيا نترسيم و تا ابد لبهايمان را به هم گره بزنيم تا ابد   . اي تنها منجي من ، مرا تنها مگذار ، اگر آسمان شوي برايت زمين خواهم شد تا به رويم بباري ، براي چشمان معصومت نگاه خواهم شد و براي گوشهايت صدا ، براي نفسهايت هوا خواهم شد و در رگهايت از خون خود خواهم دميد ، و پس از مرگت نيز براي جسد ت كفن خواهم شد ، مرا تنها مگذار ، مرا تنها مگذار  .  روزي كه خداوند تو را مي آفريد از او زمان مرگت را پرسيدم ! ميداني چرا ؟ براي اينكه پيش از تو بميرم و هيچ گاه مرگت را نبينم . ميخواهم تا هميشه برايم زنده باشي تا هميشه  .  تو ديگر تنها نيستي ، خانه اي خواهم ساخت برايت ، از استخوانهايم برايش ستون و از پوستم برايش سقفي ، قلبم را با برق شكاف ميان سينه هايت ميشكافم واز گرمي خون رگهايم براي شبهاي تاريك تنهاييت آتشي مي افروزم و تا هميشه در كنارت ميسوزم تا هميشه  . . . و در عوض فقط از تو ميخواهم گونه هاي خيسم را پاك كني 

+نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت11:57 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم


علی

+نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت11:50 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

خیال کردم بری میری از یادم       تو رفتی و نرفت چیزی از یادم


تو رفتی تازه عاشقتر شدم من     از اونی هم که بود بدتر شدم من


صبح تا شب این شد کارم               که واسیه چشات بیدارم


 تو خدای عاشقایی تو تموم کس و کارم  


تو بداد من رسیدی وقتی تنها یمو دیدی    تو نذاشتی برم از دست اگه چیزیم هنوز


نازنینم امید شیرینم من بحز تو کسی نمی بینم


از اون روزی کخ رفتی       یه روز خوش ندیدم


بجز دستای گرمت بلا و خوش ندیدم

 

+نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت8:27 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

نيمه شب وقتي به دنبال ماه دويدم تا اشك هايم  را در آن

 ببينم،آسمان آن را از من پنهان كرد

 صبح وقتي در پي اشعه هاي خورشيد،كودكانه تا سقف آسمان پريدم،او خورشيدش را از من پنهان كرد.

  وقتي زير بارش باران دستان پر تمسنايم را بالا بردم

 آسمان به من غريد و فرزندان ابر را از دريغ كرد.

 با دلي شكسته به پيشوازه رنگين كمان رفتم اما سپهر سنگ دلانه رخش را برايم تيره ساخت

 شب پاورچين - پاورچين به ديدن اختران رفتم تا براي گل مريم تاجي از ستاره هديه ببرم اما افسوس كه   آسمان بد خلق چراغ هايش را برايم خاموش كرد و قامتم را شكست

 اينك با بغضي در گلو فرياد مي زنم،اي آسمان!چه كنم كه مانند تو وسيع و آبي نيستم؟ چه چاره كنم كه    روزهايم آفتابي و شب هايم مهتابي نيست؟!

 تو غمي نداري اما من چه كنم كه دلم از جور و جفاها شكسته وداغ شقايق را در سينه به يادگار دارم.

اي اخموي زيبا! تنها دلخوشي ام ديدار، فرزندانت بود

كه تو بي رحمانه آن را از من گرفتي ، تو مرا ويران كردي

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت12:5 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

 

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت10:11 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

         salam be kasaei ke az en weblog didan mikonan ye sar mizanan omid varam shade shad bashin

vasam doaa koin azizan mamnon 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت2:7 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت8:46 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

+نوشته شده در دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت8:46 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

سلام

امروز امتحانه میان ترم شیمی داشتیم خراب کردمخیلی خوندخ بببوووووووومممممم

دعا کنین کم نگیرم

دوستون دارم مممنون

+نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت4:4 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

وقتي پيشم نيستي و دوري

اونقدر دور که نمي بينمت

ميگم ميگذره اين چند روزم

تورو تو اغوش ميگيرم

حالا وقتي که پيشمي تو

دستات وقتي توي دستامه

فکر مي کنم که اخرش تو

مال من نيستي مي ميرم

هرجاي دنيا که باشي تو

چشم من تا اخر دنيا

دنبالت مي مونه

بدون که تو دنياي ديگه

دوباره دستاي گرمتو ميگيرم

دوباره دستاي گرمتو ميگيرم

ميکشه اين فکر منو اخر

که مال کسه ديگه بشي

ديوونه ديوونه

نمي دونم مي دوني که من

اگه ازت دور بمونم دور..….. مي ميرم

اما روزي مياد ما دوتا

يه جا که خيلي دور از هميم

شب و روز با يه غريبه بي قرار ميگذرونيم

اونقدر به تو فکر مي کنم که

چشمام و تو اغوشش بستم

فکرمي کنم که پيش توام

تو اغوش تو هستم

 

تورو مي خوام تورو تورو تورو ميخوام

+نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت4:30 بعد از ظهرتوسط نسیم | |