|
salam
dige nemidonam chi kar konam
خانه ام ابریست یکسره روی زمین ابرست با آن از فراز گردنه خرد و خراب و مست باد می پیچد یکسره دنیا خراب از اوست و حواس من! آی نی زنی که تورا آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟ خانه ام ابریست اما ابر بارانش گرفته ست. در خیال روز های روشنم که کز دست رفتندم، من به روی آفتابم می برم در ساحت دریا نظاره همه دنیا خراب و خرد از باد است و به ره. نی زنی که دایم می نوازد نی، در این دنیا ابر اندود راه خود را دارن اندر پیش
یکی بود یکی نبود ... در روزگاران قدیم درخت سیب تنومندی بود ... با ...پسر بچه کوچکی ...این پسربچه... دوست داشت با این درخت سیب مدام بازی کند ...از تنه اش بالا رود از سیب هایش بچیند و بخورد و در سایه اش بخوابد... زمان گذشت ... پسر بچه بزرگتر شد و به درخت بی اعتنا دیگر دوست نداشت با او بازی کند..................................................... اما روزی دوباره به سراغ درخت آمد... درخت سیب به پسر گفت: های بیا و با من بازی کن.پسر جواب داد: من که دیگر بچه نیستم که بخواهم با درخت سیب بازی کنم...به دنبال سرگرمی های بهتر هستم و برای خریدن آنها پول لازم دارم. درخت گفت:من پول ندارم ولی تو می توانی سیب های مرا بچینی بفروشی و پول بدست بیاوری.پسر تمام سیب های درخت را چید و رفت.سیب ها را فروخت و آنچه را که نیاز داشت خرید و ...درخت را باز فراموش کرد ...و پیشش نیامد و درخت دوباره غمگین شد... مدت ها گذشت و پسر مبدل به مرد جوانی شد و با اضطراب سراغ درخت آمد........ درخت از او پرسید:چرا غمگینی؟ بیا و در سایه ام بنشین بدون تو خیلی احساس تنهایی می کنم ... پسر(مرد جوان) پاسخ داد: فرصت کافی ندارم باید برای خانواده ام تلاش کنم باید برایشان خانه ای بسازم نیاز به سرمایه دارم. درخت گفت: سرمایه ای برای کمک ندارم ... تو می توانی با شاخه هایم و تنه ام برای خودت خانه ای بسازی...پسر خوشحال شد و تمام شاخه ها و تنه درخت را برید ...و با آنها ... خانه ای برای خودش ساخت ... دوباره درخت تنها ماند... و پسر برنگشت ...زمانی طولانی بسر آمد ..................... پس از سالیان دراز درحالی برگشت که پیر بود و ....غمگین و خسته و تنها .............. درخت از او پرسید:چرا غمگینی؟ ای کاش می توانستم کمکت کنم ....................... اما دیگر نه سیب دارم و نه شاخه و تنه .... حتا سایه هم ندارم برای پناه دادن به تو...... هیچ چیزبرای بخشیدن ندارم... پسر(پیرمرد)گفت:خسته ام از این زندگی و تنها هم .... فقط نیازمند بودن با توام...آیا می توانم کنارت بنشینم ؟ پسر(پیرمرد)کنار درخت نشست ... با هم بودند ... به سالیان به سالیان در لحظه های شادی و اندوه ... آن پسر آیا بی رحم و خود خواه بود؟؟؟ نه ... ما همه شبیه او هستیم و با والدین خود چنین رفتاری داریم ...درخت همان والدین ماست تا کوچکیم ... دوست داریم با آنها بازی کنیم ...تنهایشان می گذاریم بعد ... و زمانی بسویشان بر می گردیم که نیازمند هستیم یا گرفتار برای والدین خود وقت نمی گذاریم ... به این مهم توجه نمی کنیم که:پدر و مادرها همیشه به ما همه چیز می دهند ....... تا شادمان کنند ... و مشکلاتمان را حل... .... و تنها چیزی که از ما می خواهند اینکه ............................................... تنهایشان نگذاریم پس به والدین خود: عشق بورزید فراموششان نکنید برایشان زمان اختصاص دهید همراهی شان کنید شادی آنها شما را شاد دیدن است گرامی بداریدشان و ترکشان نکنید هرکس می تواند هر زمان وبه هر تعداد فرزند داشته باشد
دل من ساده نشو عشق شکارت میکنه تا بیای به خود بیای دوباره خامت میکنه گول حرفاشو نخور عمرش دو روزه همیشه تا چشاتو وا کنی عمر خوشی تموم میشه آخره عشق و همه اشک و اه دل من بعد هر روزه خوشی شب سیاه دل من تو چشاش نگاه نکن برق نگاهش میگیره تو رو اتیش میزنه خنده رو لبهات میمیره دل من بچه نشئ عاشقی دردسر داره با اتیش بازی نکن جون خودت خطر داره
وقتی ناراحتم دوست دارم بارون بباره خیسم کنه گریه کنم ناله کنم از این دنیا اه
همانا زندگی زیباست در 15 سالگي آموختم كه مادران از همه بهتر مي دانند ، و گاهي اوقات پدران هم در 20 سالگي ياد گرفتم كه كار خلاف فايده اي ندارد ، حتي اگر با مهارت انجام شود . در 25 سالگي دانستم كه يك نوزاد ، مادر را از داشتن يك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن يك شب هشت ساعته ، محروم مي كند . در 30 سالگي پي بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن در 35 سالگي متوجه شدم كه آينده چيزي نيست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چيزي است كه خود مي سازد . در 40 سالگي آموختم كه رمز خوشبخت زيستن ، در آن نيست كه كاري را كه دوست داريم انجام دهيم ؛ بلكه در اين است كه كاري را كه انجام مي دهيم دوست داشته باشيم در 45 سالگي ياد گرفتم كه 10 درصد از زندگي چيزهايي است كه براي انسان اتفاق مي افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان مي دهند . در 50 سالگي پي بردم كه كتاب بهترين دوست انسان و پيروي كوركورانه بدترين دشمن وي است . در 55 سالگي پي بردم كه تصميمات كوچك را بايد با مغز گرفت و تصميمات بزرگ را با قلب . در 60 سالگي متوجه شدم كه بدون عشق مي توان ايثار كرد اما بدون ايثار هرگز نمي توان عشق ورزيد . در 65 سالگي آموختم كه انسان براي لذت بردن از عمري دراز ، بايد بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را نيز كه ميل دارد بخورد . در 70 سالگي ياد گرفتم كه زندگي مساله در اختيار داشتن كارتهاي خوب نيست ؛ بلكه خوب بازي كردن با كارتهاي بد است . در 75 سالگي دانستم كه انسان تا وقتي فكر مي كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسيده شده است ، دچار آفت مي شود . در 80 سالگي پي بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترين لذت دنيا است . در اين عمر دو روزه ياد گرفتم كه لزوما كسي كه ادعاي دينداري ميكند دليلي بر انسان بودن او نيست .
آموختم انسان حسابگر است اما قوانين و فرمولهاي رياضي با روابط حسابي ما فرق ميكند چه بسا كه در بسياري اوقات در زندگي 2*2=8 ميشود و گاهي 2*2=1 آموختم زندگي بي عشق ارزش وقت تلف كردن ندارد . و در 85 سالگي دريافتم كه همانا زندگي زيباست .
مطلب
سلام
دیگه یه ماه زود زود آپ میکنم دوستون دارم
قلمت را بردار
یقین دارم امشب دریا طوفانیه،شاید اسمون تمام اشکهای را که نباریده بدست دریا سپرده ،کاش میشد سراغ ماهی رفت و از آونا پرسید .تصور میکنم آونها قصه ی آسمون و دریا رو آدم بدارو سینه به سینه برای همدیگر تعریف کردن و میدونن بهتره این روزا ادما بجای آسمون ببارن آه از ................
|
About![]()
امیدوارم پرنده عشق رو پشت بوم خونه دلتون اشیونه بسازه و هیچ وقت انجارو ترک نکنه Archives10/23/2009 - 11/21/20099/23/2009 - 10/22/2009 8/23/2009 - 9/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 6/22/2009 - 7/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 4/21/2009 - 5/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 7/22/2008 - 8/21/2008 6/21/2008 - 7/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 8/23/2007 - 9/22/2007 7/23/2007 - 8/22/2007 Links
سکوت غریبانه من |