تبليغاتX
پرنده عشق

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

 تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی که دلت واسه یکی تنگ شده است٬

اونقدر که دلت می خواد اونارو از رویاهات بگیری و واقعا بغلشون کنی٬

وقتی که در شادی بسته میشه٬ یه دره دیگه باز میشه٬

ولی اغلب اوقات ما اینقدر به در بسته نگاه می کنیم که اون دری را نمی بینیم که واسمون باز شده٬

دنبال ظواهر نرو٬ اونا می تونند گولت بزنند٬

دنبال ثروت نرو٬ چون براحتی از کف میره٬

دنبال کسی برو که خنده رو لبت میشونه٬

چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که یک شب:

تاریک روشن بنظر برسه٬

اونی را پیدا کن که باعث میشه قلبت لبخند بزنه٬

خوابی را ببین که آرزوشو را داری٬

اونجایی برو که دلت می خواد بری٬

اونی باش که دلت می خواد باشی٬

چون تو فقط یک بار زندگی می کنی!

و فقط یک فرصت واسه انجام تمام کارهایی که دلت می خواد انجام بدی٬ داری٬

بذار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیت را شیرین کنه٬

اونقدر تجربه که قویت کنه٬

اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر امید که شادت کنه٬

شادترین مردم لزوما" بهترین چیزا رو ندارن٬

اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن٬

روشنترین آینده ها همیشه بر پایه گذشته فراموش شده بنا میشه٬

*******************************************************

تونمیتونی توزندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی:

خطاها و رنجهای روحی گذشته ات از ذهنت بره٬

*******************************************************

یه جوری زندگی کن که آخرش:

تو کسی باشی که می خندی و هر کسی که اطرافته گریه کنه!

در پایان:

لطفا" این پیغامو واسه همه کسایی بفرست که واست یه معنایی دارن٬

واسه اونایی که یه جورایی تو زندگیت پا گذاشتن٬

واسه اونایی که تو رو میخندونن وقتی که بهش نیاز داری٬

واسه اونایی که باعث میشن بخش روشنترقضایا رو ببینی٬ وقتی که واقعا" دلتنگی٬

اگه نفرستادی٬ نگران نباش٬

هیچ اتفاق بدی واست نمیفته٬

تو فقط فرصت اینو از دست میدی که روزی یه نفر رو با این پیغام روشن کنی که:

سالها رو نشمر٬ خاطره ها رو بشمر٬

مقیاس عمر تعداد نفس هایی نیست که فرو میبریم٬

بلکه لحظه هایی است که نفسمونو بیرون میدیم٬

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت0:23 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

 

نامه هاي عاشقانه هميشه هست ولي عشق كجاست ؟؟

 

دیر گاهیست که تنها شده ام . قصه ی غربت صحرا شده ام. وسعت درد فقط سهم من است. باز هم قسمت غم ها شده ام. دگر آیینه زمن بی خبر است. که اسیر شب یلدا شده ام .من که بی تاب شقایق بودم. همدم سردی یخ ها شده ام. کاش چشمان مرا خاک کنید . تا نبینم که چه تنها شده ام

Help

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت5:17 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

سلام دوستای خوبم

نماز روزه هاتون قبول باشه عزیزان

سایه جان راست میگید من نظر شما را پاک میکنم جون منظور شما رو نمیفهمم به خاطر همین پاک میکنم معذر ت میخوام

مثلا نوشتید عشق من مرده نه عزیز اینطورا نسیت اگه عیب وب سایتمو بگید ناراحت نمی شم بلکه خوشحال هم میشم

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت6:12 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

نمی دانم تو میخوانی ز چشمم حرفهایم را نمی دانم نو میبینی نگاه بی صدایم را که می گوید بدون مهربانیهای بی حدت.... بدون عشق تو. هیچم

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت3:29 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

Flowersباور نکن تنهائیت را من در تو پنهانم تو در من از من به من نزدیک تو،از تو به من نزدیک منFlowers

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت3:10 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

 

قسم به عشقمون همش برات دل واپسم قرار نشد این جوری شه یهو بشی همه کسم راستی چی شد این جوری عاشقت شدم شاید بگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

 

دیشب تو فکرت بودم که یه قطره اشک از تو چشام جاری شد........ از اشک پرسیدم چرا اومدی؟؟؟؟
گفت آخه تو چشات کسی هست که دیگه اونجا جای من نیست


+نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387ساعت4:3 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

سلام

خیلی ناراحتم بد جوری دلم گرفته است   خدا جونم کمکم کن دوست دارم

شاید یه بلاگ دیگه جور کردم و خاطرات  مهمم و اونجا نوشتم

+نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت8:10 بعد از ظهرتوسط نسیم |

پروردگارا از عشق امروزمان چیزی برای فردایمان باقی بگذار، به انداره یک نگاه ، به اندازه یک لبخند، تا به یاد داشته باشیم که روزی عاشق هم بودیم

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت0:3 قبل از ظهرتوسط نسیم | |