تبليغاتX
پرنده عشق

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

چشم چشم دو ابرو نگاه من به هر سو   پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟   گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش   بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش   چوب چوب یه گردن ، جایی نری تو بی من!   دق می کنم میمیرم ، اگه دور بشی از من   دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا   یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا   من؟ من؟ یه عاشق، همون مجنون سابق...

 

+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت0:3 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

آن لحظه که قلبت به خدا نزدیک است.آن لحظه که دیده ات ز اشکی خیس است یاد ار که سخت محتاج دعایت هستم


 

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت11:23 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

 

Happy Valentine to you

Flowersبرای من نوشته گذشته ها گذشته تموم قصه ها هوس بود. برای او نوشتم برای تو هوس بود ولی برای من نفس بود. کاشکی خبر نداشتی دیونه نگاتم یک مشت خاک ناچیز افتاده ای به زیر پاتم. کاشکی صدای قلبت نبود صدای قلبم . کاشکی نگفته بودم تا وقتی جون دارم باهاتم. نوشته هر چی بود تموم شد نوشتم عمر من حروم شد . نوشته رفته ای ز یادم . نوشتم شمع رو به بادم. نوشته در دلم هوس مرد. نوشتم دل توی قفس مرد
کاشکی نبسته بودم زندگیمو به چشمات   کاشکی نخورده بودم به سادگی فریبه حرفات  لعنت به من که آسون به یک نگات شکستم به این دل دیونه راه گریزو بستمFlowers

 

+نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت12:2 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 روز قسمت بود

خدا هستی را قسمت می کرد

خدا گفت:

سهمتان را از هستی طلب کنید

زیرا خدا بسیار بخشنده است

چیزی از من بخواهید

هر چه که باشد، شما را خواهم داد

و هر که آمد چیزی خواست

یکی بالی برای پریدن

و دیگری پایی برای دویدن

یکی جثه ای بزرگ خواست

و آن یکی چشمانی تیز

یکی دریا را انتخاب کرد

و یکی آسمان را

در این میان کرم کوچکی جلو آمد

و به خدا گفت:

من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم

نه چشمان تیز و نه جثه ای بزرگ

نه بالی و نه پایی

نه آسمان و نه دریا

تنها کمی از خودت،

تنها کمی از خودت را به من بده

و خدا کمی نور به او داد

نام او کرم شب تاب شد

خدا گفت:

آن که نوری با خود دارد، بزرگ است

حتی اگر به قدر ذره ای باشد

تو حالا همان خورشیدی که گاهی

زیر برگی کوچک پنهان می شوی،

و رو به دیگران گفت:

کاش می دانستید که

این کرم کوچک بهترین را خواست،

زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست،

هزاران سال است که او می تابد

روی دامن هستی می تابد

و کسی نمی داند که این همان چراغی است که روزی خدا

آن را به کرم کوچک بخشیده است

+نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت4:0 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه ارزو هایت حس میکنی به خاطر بیاور که زیبایی شهاب از شکستن قلب ستارگان است

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت10:17 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

 

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت10:9 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

ز لیلایی شنیدم یا علی گفت به مجنونی رسیدم یا علی گفت نسیمی غنچه ای را باز می کرد به  گوش غنچه کم کم یا علی گفت چمن با ریزش باران رحمت دعایی کرد و او هم یا علی گفت یقین پرودگار آفرینش به مو جودات عالم یا علی گفت خمیر خاک آدم را سرشتند چو بر می خاست آدم یا علی گفت مسیحا هم دم از عجاز میزد ز بس بیچاره مریم یا علی گفت علی را ضربتی کاری نمیشد گمانم ابن ملجم  یا علی گفت مگر خیبر زجایش کنده میشد یقین آنجا هم یا علی گفت

شهادت امیر مومنان  علی (ع) رو بر همه مسلمین تسلیت میگم

+نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت8:35 بعد از ظهرتوسط نسیم | |

هيچوقت به کسی که دوستش داری دوست داشتنت رو نشون نده نذار بفهمه که دوستش داری چون اگر بفهمه به نظرش کوچک و خار میآی و ازت زده میشه چون میدونه هرموقع بخواد تورو داشته باشه می تونه به سراغت بياد و اینطوری تو ارزشه خودت رو از دست میدی
سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي کاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاک بازان...

ي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي بسته خواهد شد اما آسمان كي بسته خواهد شد


يک قطره اشک مى اندازم تو دريا - تا زمانى كه پيداش كنى دوستت دارم. - اگه پيدا كردي اون وقت تو رو فراموش مي كنم 


yadet hast behem gofti doset daram.....saramo pain andakhtam va goftam nazare lotfete....saramo bala avordi va tu chesham negah kardio gofti nazare lotfam nist.....nazare DELAME! chetore delet omad tanham bezari...???!!!!

منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم.


+نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت4:46 بعد از ظهرتوسط نسیم | |