تبليغاتX
پرنده عشق

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

سلام دوستای خوبم

شرمنده که نمی تونم جواب کامنت های خوب شما رو بدم اخه مامان بزرگم مریضه نمی تونم زیاد نت بیام 

شرمنده شما عزیزان(نسیم)

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت9:49 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

 

 خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری خیلی سخته که روز تولدت ، همه بهت تبریک بگن،جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی ، بعد بفهمی دوست نداره خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی ، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت

 

کسي که با غم تو،سوخته و ساخته منم تو قمار عاشقي،عشقش رو باخته منم اوني که درد منو،هيچ نمي دونه تويي کلبه عشق منو کرده ويرونه،تويي تا مي خوام از غم تو،حرفي با دل بزنم ميگه اين مشکليه که از اون دل بکنم همه اميدم رو،توي چشمات مي ديدم ولي جز رنگ و ريا،چيزي هرگز نديدم براي خاطر تو،از همه دل بربدم تو اينو نمي دوني،چه عذابي کشيدم جاي پاي تو مونده رو نقش قالي امشب نمي دونه دلم،تو در چه حالي جاي تو خالي

 

Click to view full size image

+نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت11:18 قبل از ظهرتوسط نسیم | |

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غربیت شدم،تو را بخشنده پنداشتم و گنهکار شدم تو را وفادار دیدم و هر جا رفتم باز گشتم،تورا گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت امدم  تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی! خدایا

خدا جونم دوست دارم

+نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت10:39 بعد از ظهرتوسط نسیم | |