|
وجودم با توست، مرگم نبود توست، پس بدون تو میمیرم، زندگی ام کلمه است عشقم، عقیده ام، آمالم آرزوهایم، لذتهایم ،بهانه هایم همه و همه چیز در هستیم کلمه است و کلمه ام تویی! پس تا ابد با من بمان
سلام
از همه شما دوستای گلم که با نظراتتون یاریم میکنید ممنونم میخوام از بعضی از دوستام که تو چت باهاشون اشنا شدم هم تشکر کنم خیلی کمکم کردن کسایی مثلeminem 30ir- aramiss-patala pishi-zehene ziba آرامیس کسی که از داداشم بهم نزدیک تر بود همه دردودل ها مو بهشون میگفتم ذهن زیبا که تو درس و بسیاری از مسائل کمکم کرد پاتالا که بهم از تجربه هاش یاد داد از همه شما ممنونم البته از دوستای بلاگفاییم بیشتر ممنونم سپاس گذارم
نمیدانم چه بنویسم؟ برایت از که بنویسم؟
تنها که میشم با حس بی کسی بی مهری از بس به من نمی رسی دنیا یه عمری به من وفا نکرد دستای غربت منو رها نکرد هیشکی عاشقم نشد هیشکی پیش من نمود هیشکی خند هامو آرزو نکرد هیشکی خوبمو نخواست حتی خورشیدم واسم طلوع نکرد حالا من دلم شکسته یکی روبرو م نشسته مثل حس خوبه انتقاممه حالا من بدم نگاه کن دیگه وقتشه دعا کن دیگه دنیا این دفعه به کاممه
درک عظمت عشق جزيره اي زيبا تمام حواس آدميان، زندگي مي کردند: ثروت، شادي، غم، غرور، عشق و ... گذشت زمان بر آنها که منتظر میمانند بسیار کند، بر آنها که میهراسند بسیار تند، بر آنها که زانوی غم در بغل میگیرند بسیار طولانی و بر آنها که به سرخوشی میگذرانند بسیار کوتاه است. اما بر آنها که عشق میوزند، زمان را هيچگاه آغاز و پایانی نیست چرا كه تنها زمان است كه مي تواند معناي واقعي عشق را متجلي سازد. متفاوت بهترین راه حل پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند... چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند. «در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد»... سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند. آن سه نفر فكر كردند كه او ديوانه است. او با چشمان بسته در گوشه اي نشسته بود و كاري نمي كرد. پس از مدتي او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بيرون رفت!!! و آن سه تن پيوسته مشغول كار بودند. آنان حتي نديدند كه چه اتفاقي افتاد كه نفر چهارم از اتاق بيرون رفته! آنان نتوانستند باور كنند و پرسيدند: «چه اتفاقي افتاد؟ او كاري نمي كرد، او فقط در گوشه اي نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل كند؟» مرد گفت: «مسئله اي در كار نبود. من فقط نشستم و نخستين این دقیقا مشابه وضعیت بشریت است، چون این در هرگز بسته نبوده است! و سوال این هست: من که هستم...!؟
ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست،یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نسیت، ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو، یا که من مست و خرابم یا که تارت تار نیست
همیشه واسه کسایی که به فکرمون نیستن اشک میریزیم.. همیشه به کسایی که اصلا به یادمون نیستن فکر میکنیم.. و همیشه کسایی که اصلا فکرشم نمیکنیم به یادمونن.. این حقیقت زندگیه.. عجیبه ولی حقیقت داره خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است پیدا نکنم همدل دلها همه از سنگ است گویا که در این وادی از عشق نشانی نیست گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
خیال کردم بری میری از یادم تورفتی ونرفت چیزی از یادم
|
About![]()
امیدوارم پرنده عشق رو پشت بوم خونه دلتون اشیونه بسازه و هیچ وقت انجارو ترک نکنه Archives10/23/2009 - 11/21/20099/23/2009 - 10/22/2009 8/23/2009 - 9/22/2009 7/23/2009 - 8/22/2009 6/22/2009 - 7/22/2009 5/22/2009 - 6/21/2009 4/21/2009 - 5/21/2009 3/21/2009 - 4/20/2009 2/19/2009 - 3/20/2009 1/20/2009 - 2/18/2009 12/21/2008 - 1/19/2009 11/21/2008 - 12/20/2008 10/22/2008 - 11/20/2008 9/22/2008 - 10/21/2008 8/22/2008 - 9/21/2008 7/22/2008 - 8/21/2008 6/21/2008 - 7/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 12/22/2007 - 1/20/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 10/23/2007 - 11/21/2007 9/23/2007 - 10/22/2007 8/23/2007 - 9/22/2007 7/23/2007 - 8/22/2007 Links
سکوت غریبانه من |