تبليغاتX
پرنده عشق - توسط نسیم ایرانی

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

براي يك آرام آبي نوشتم ...
براي خواب معصومانه عشق كمك كن بستري از گل بسازيم

براي كوچ شب هنگام وحشت ، كمك كن با تن هم ، پل بسازيم

 

براي اوج شكوهمندانه عشق ، كمك كن ، آسماني از دل بسازيم

براي حسرت و حرمان غصه ، كمك كن با نواي ني ، دل بسازيم


بزار قسمت كنيم تنهايي مون رو ميون سفره شب تو با من

بزار بين من و تو دستاي ما ، پلي باشه واسه به هم رسيدن

 

تو رو ميشناسم اي شبگرد عاشق ، تو با اسم شب من آشنايي

از اندوه تو و چشم تو پيداست كه از ايل و تبار عاشقايي

 

تو رو ميشناسم اي آرام آبي ، تو با لحن صدايم ، آشنايي

از نجواي تو و دستاي تو پيداست كه از نوادگان آريايي

 

تو رو ميشناسم اي سر در گريبون ، غريبگي نكن با هق هق من

تن شكستتو بسپار به دست نوازشهاي دست عاشق من

 

تو رو ميشناسم اي آرام ساكت ، غريبگي نكن با حرف دل من

دل شكستتو بسپار به دست نواهاي گرم و عاشقانه من


به دنبال كدوم حرف و كلامي ؟ سكوتت ، گفتن تمام حرفهاست

تو رو از نجواهاي قلبت شناختم ، تو سكوتت ، فرياد عاشقهاي دنياست

 

کاش آن روز در آن عصر خزان ، تو به من می گفتی که چرا سبزی نگاه نگرانم ، اینقدر بارانی است

کاش آن روز در آن تابش نور ، با چراغی از عشق ، میگفتم که چرا خواب دلم سنگین است

 

کاش آن روز به جای شکوه از تو و آن همه ناز ، با خودم میگفتم :

" او ، چرا نیلی دریای دلش ، اینقدر طوفانی است !!! "

 

کاش به جای گفتن از فرداها ، ترس و بیم فردا ، به من از سردی دیروز دلت می گفتی

کاش ، آن روز در آن صفحه نور ، به جای تندی از برای اشعارم ، از سپیدی صدف خاطره ها ، می گفتی!

براي روزهايي مي نويسم كه براي ديدنت ، همه تن چشم شده بودم ...

براي لحظه هايي كه تو بودي و من نمي ديدمت

براي روزهاي خاكستري تنهايي

براي عطش رسيدن به بامداد آرامش

 

و براي خودم مي نويسم كه تو را گم كرده بودم :

در هياهوي گنگ پيرامونم

در مستي شراب ارغواني

در ژستهاي خداگونه اساتيد عارف مسلك پيرامونم

در جلسات سخنوري از عدالت و تناسخ و يكتاپرستي

 

من براي خودم مي نويسم كه تو را در همين نزديكي ها ديدم ...

در آبي دريا ، زلال شبنم ، لطافت كودك همسايه و پرواز يك قاصدك

 

اهوراي مهربان من ، من تو را گم كرده بودم

و اينك ، اينجا از نشستن بر آرامش دستانت ، سرمست و آبي ام ... آبي تر از دريا

توسط نسیم ایرانی، مرسی عزیز ولی کاش ادرس وبتو میدادی منم وبتو میدیدم

 

 

 

+نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت5:44 قبل از ظهرتوسط نسیم | |