تبليغاتX
پرنده عشق -

پرنده عشق

شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی دوست میداری زچشمش اشکشد از شرم جاری میان گریه هایش گفت اری

زندگی یک بازی درد اور است .زندگی یک اول بی آخر است . زندگی کردیم اما باختیم کاخ خود را روی دریا ساختیم. لمس باید کرد این اندوه را  بر کمر باید کشید این کوه را.زندگی را با همین غمها خوش است با همین بیش و همین کمها خوش است

+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت8:15 قبل از ظهرتوسط نسیم | |